عز الدين حسينى زنجانى
153
معيار شرك در قرآن (فارسى)
هر دو هست . ولى اين ملازمه ممنوع است ، چرا كه سجده ، خضوع و عبادت بر زمين نيست ؛ زيرا نهادن جَبهه بر خاك ، مصداق سجده است ، نه سجده در برابر خاك . سجده هيئت خاصى از خم شدن و دستها را بر زمين نهادن و جبهه را بر خاك گذاشتن و به عبارت ديگر نهادن هفت عضو بر خاك همه مقوم مفهوم سجده است ، نه سجده در برابر خاك همانگونه كه نقدكننده توهم مىكند . بلكه مسجود غير خاك است ، حال آن مسجود ، مسجود حق باشد يا باطل ، همانگونه كه در آيات زير مسجود را مشخص مىكند : « وَ اذ قُلْنا لِلْمَلائكَة اسْجُدوا لِآدَم . . . » « 1 » و نيز از قول حضرت يوسفعليه السلام حكايت مىكند : « وَ الّشَمْس وَ القَمر رَأيتَهم لى ساجِدين » « 2 » و « رَفَع ابَويْهِ عَلى العَرش وَ خرّوا لَهُ سُجَّداً » « 3 » . در مصباح مىگويد : « و سَجَدَ الرَّجُل ؛ مرد سجده كرد » به اين معناست : « وَضَعَ جَبْهَتَهُ بِالارْض ؛ پيشانى خود را بر زمين نهاد » و سجده در پيشگاه خداوند متعال در زبان شريعت عبارت از هيئت مخصوصى است . « 4 » نقد كننده ، در روايت : « حَتّى تأتوا خَلْقي هذا وَ تَقرّوا لَهُ بِذُنُوبِكم ثُمَّ تَسْألوا ذلك الْخَلقَ . . . ؛ به پيش مخلوق من برويد و به گناهان خود در نزد او اعتراف كرده سپس حوايج خود را از اين مخلوق بخواهيد . . . . » ترديد كرده و مىگويد :
--> ( 1 ) . « آنگاه كه به فرشتگان گفتيم كه به آدم سجده كنيد . . . » . ( 2 ) . « آفتاب و ماه را ديدم كه در برابرم سجده مىكنند » . ( 3 ) . « پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و سپس همگى بخاطر او به سجده افتادند » . ( 4 ) . مصباح المنير ، ص 266 .